نمایشگر دسته ای مطالب

بازگشت به صفحه کامل

دوسوتوانی در پروژه های فقر زدایی

دوسوتوانی در پروژه های فقر زدایی


دوسوتوانی در پروژه های فقر زدایی

دکتر سهراب دل انگیزان – دانشیار گروه اقتصاد دانشگاه رازی

اصولا در پروژه های فقر زدایی، یا در حال کمک به خانواده های نیازمند برای جبران کمبودشان از زندگی معمول و رسانیدن آنها به سطحی در حد خط فقر هستیم و یا در حال بهبود نگرش و توانایی های ذهنی و اراده و ریسک پذیری و جستجوگری و باورهای آنها برای بالابردن سطح درآمد و بهره وری تولیدی و اقتصادی هستیم. دوسوتوانی در پروژه های فقر زدایی میتواند دو هدف متناقض کمکهای روی سبد مصرفی و پرداختهای معیشتی را با افزایش ظرفیت تولید و درامدزایی خانواده فقیر همراه کند.

اصولاً در پروژه های فقر زدایی یا روی مصرف خانواده های فقیر متمرکز میشوند و یا روی بهره وری و تولید آنها. یعنی پروژه های فقر زدایی یا به دنبال کمک به خانواده های فقیر برای جبران مصرفی و تقویت میزان کالری مصرفی و سایر عناصر مهم در سبد مصرفی این خانواده هاست و یا این برنامه ها روی بهره وری، کارآفرینی، توان تولید ارزش افزوده قابل فروش و استقلال اقتصادی این خانواده ها متمرکز هستند. این دو هدف نیز به گونه ای طراحی میشوند که در بسیاری از موارد طراحی و اجرا، متناقض خواهند شد. یعنی وقتی کمک هزینه پولی و یا سبد های کالایی و کمک به تحصیل فرزندان، یا تامین سرپناه و کمک مستقیم برای اسکان مناسب به خانواده صورت میپذیرد، پیش فرض این است که آن خانواده توان تامین ندارد و فقر شدید باعث شده تا در وضعیت بد قرار گیرد. حال اگر با افزایش قابلیتهای تولید ارزش افزوده قابل مصرف و فروش و درآمد حاصل از آن در خانواده فقیر، این برداشت صورت بگیرد که این خانواده توان نگهداری از خود را دارد، این باعث میگردد تا کمکهای حوزه مصرفی قطع شوند. این موضوع همواره باعث شده است تا خانواده های تحت پوشش برنامه های فقر زدایی از کانال کمکهای مصرفی، هوشمندانه عمل کنند و عموما در برنامه های توانمند سازی تولیدی همکاری نکنند و حضور نیابند، تا بتوانند همواره حداقل کمک مصرفی و معیشتی را دریافت کنند. این تناقض باعث شکست هر دو گروه برنامه های فقر زدایی شده است. از یک سو ادامه دار بودن برنامه کمکهای مصرفی باعث افزایش شدید بودجه های فقر زدایی و برنامه های کمک به سازمانهای حمایتی در دولتها شده و از این طریق و با توجه به محدودیت جدی دولتها (مخصوصا دولت ایران) در تامین مالی، دولتها را به سمت استفاده از کسری بودجه های پولی و تورمهای ناشی از این نوع تامین مالی و در نتیجه کاهش شدید قدرت خرید کمکهای مستقیم پولی در اختیار خانواده های فقیر (یارانه مستقیم پولی) هدایت نموده است. لذا اثرات مصرفی این نوع برنامه ها را به حداقل ممکن رسانیده است. از سوی دیگر عدم تمایل خانواده ها نسبت به برنامه های فقر زدایی از ناحیه افزایش قابلیتهای تولیدی از استقبال مناسب برخوردار نیست و خود خانواده فقیر هم هرچند که بتواند در عمل خود را از فقر و ناداری نجات دهد، ولی این کار را نمیکند و عملا این برنامه ها شکست خورده محسوب میگردند.

بر این اساس مدلهایی در حوزه فقر زدایی باید طراحی و تدوین گردند که بتوانند دوسوتوانی کرده و در ضمن حفظ سطح مصرف اقلام اصلی سبد مصرفی، قابلیتهای تولیدی و درآمد زایی خانواده های فقیر را افزایش داده و دو حوزه را با هم و در موازات هم جلو ببرند. نام این برنامه های فقر زدایی را میتوانیم برنامه های فقر زدایی دوسوتوان گذاشت و با این نوع نگاه برنامه های فقر زدایی را طراحی، اجرا، پایش و اصلاح نمود.

به عنوان مثال در صورتی که هدفگذاری برنامه های تقویت اقتصاد خانواده در خانواده های فقیر را به گونه ای طراحی کرد که برنامه های کمک مصرفی و معیشتی، مستقل از برنامه های درآمدزایی و شغل آفرینی باشند، میتوان به نوعی تناقض ذاتی این نوع سیاستهای اجرایی فقر زدایی را کاهش داد. و یا اگر برنامه های درآمدزایی و تولید ارزش افزوده عملا در جهتی طراحی شوند که محصول تولیدی خانواده و خانواده های فقیر همانی باشد که نیازهای اولیه و اصلی مصرفی خود خانواده فقیر را نیز تامین کند، این نوع از برنامه ها نیز میتوانند موفقتر عمل کرده و بخشی از تناقض ذاتی این حوزه ها را کاهش دهند. به نوعی یک اعتماد به نفس برای اقدام به فعالیتهای تولیدی لازم داریم و یک عزت نفس برای این که افراد بتوانند جایگاه اجتماعی خود را تشخیص داده، آن را ارتقا دهند. برنامه های دو سوتوان باید همزمان روی هر دو بخش متمرکز شده و هردو حوزه را پوشش دهند. استراتژی های توریست در خدمت فقر زدایی و یا توسعه خوشه های صنعتی شهری در محصولاتی با تکنولوژی و فرایندهای سبک و ساده و یا توسعه خوشه ها و شبکه های صنایع دستی هرکدام در برخی کشورها توانسته اند بخشی از تناقض ذاتی این حوزه را کاهش دهند و تا حدودی نیز در فقرزدایی موفق باشند.

به عنوان تجارب کشورهای دیگر، در تایلند و چین و برخی دیگر از کشورهای آسیای جنوب شرقی توریست را در خدمت فقر زدایی  و نیز خوشه های تولیدی صنایع دستی تعریف کرده اند. این حوزه میتواند به خوبی در تامین شغل و درآمد کافی برای خانواده های فقیر موثر باشد ولی همچنان برای حفظ سطح اقلام اصلی سبد مصرفی خانوار در هنگام اجرای این برنامه های موثر، اقداماتی شده است. استقلال دو نوع برنامه درآمدزایی و حفظ سطح مصرف و مستقل کردن آنها از همدیگر هم در برخی مواقع مثلا در امریکای لاتین برای ایجاد انگیزه و ترغیب خانواده های فقیر در مشارکت بیشتر آنها در برنامه های درآمد زایی و تولید نیز میتواند تجارب مفیدی در نظر گرفته شوند.

 

ششم مرداد 1399

کرمانشاه