profile - دانشکده علوم اجتماعی
عضو ﻫﯿﺎت ﻋﻠﻤﯽ داﻧﺸﮑﺪه علوم اجتماعی
پردیس دانشگاه
مختار نوری
استادیار / علوم اجتماعی و تربیتی / گروه علوم سیاسی و روابط بین الملل
پایاننامههای کارشناسیارشد
-
بنیان های فلسفی روان درمانگری اگزیستانسیال، با محوریت اروین یالوم
نبی اریا 1405 -
بازتعریف دیپلماسی انرژی عراق در نظم جدید ژئوپلیتیکی اروپا: پیامدهای بحران اوکراین بر مسیرهای انتقال نفت و گاز
رشدی محمد قاسم 1404بحران اوکراین در سال ???? با ایجاد گسست راهبردی در مناسبات انرژی، معماری امنیت انرژی اروپا را دگرگون ساخت و موضوع تنوعبخشی به منابع و مسیرهای واردات نفت و گاز را به اولویت محوری سیاستگذاری اتحادیه اروپا تبدیل کرد. در این چارچوب، عراق بهعنوان یکی از بزرگترین دارندگان ذخایر هیدروکربنی، در موقعیتی قرار گرفته است که میتواند نقش خود را در نظم نوظهور ژئوپلیتیکی اروپا بازتعریف کند؛ با این حال، تحقق این ظرفیت با محدودیتهای چندلایه ساختاری و رقابتی مواجه است. مسئله محوری پژوهش حاضر آن است که تحولات ژئوپلیتیکی ناشی از بحران اوکراین چه پیامدها و الزاماتی برای دیپلماسی انرژی عراق و نقشآفرینی این کشور در رقابت بر سر مسیرهای انتقال نفت و گاز به بازار اروپا ایجاد کرده است. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش توصیفی–تحلیلی انجام شده و برای تبیین مسئله از تلفیق چارچوبهای «ژئوپلیتیک انرژی»، «نظریه بازیگران رقیب»، «امنیت انرژی» و «واقعگرایی ژئوپلیتیکی» بهره میگیرد. دادهها به شیوه کتابخانهای–اسنادی و از طریق گردآوری نظاممند گزارشهای رسمی نهادهای بینالمللی، آمارهای معتبر انرژی، اسناد سیاستگذاری عراق و اروپا و تحلیلهای تخصصی استخراج و با اتکاء به تحلیل مضمون و تحلیل ژئوپلیتیکی بازیگران پردازش شدهاند. یافتهها نشان میدهد بحران اوکراین برای عراق وضعیتی پارادوکسیکال ایجاد کرده است: از یک سو، فرصتهای کمسابقهای برای ارتقای نقش عراق بهعنوان شریک انرژی راهبردی اروپا فراهم شده و از سوی دیگر، رقابت ژئوپلیتیکی بازیگرانی چون ترکیه و ایران بر سر کریدورهای انتقال تشدید گردیده و همزمان ضعف حکمرانی انرژی، اختلافات بغداد–اربیل، ناامنی مسیرها و کندی توسعه زیرساختهای انتقال، امکان تبدیل عراق به یک کریدور پایدار و قابل اتکای انرژی را محدود ساخته است. نتیجهگیری پژوهش تاکید میکند که بازتعریف دیپلماسی انرژی عراق در نظم جدید اروپا نه یک انتخاب سیاستی، بلکه ضرورتی راهبردی برای تقویت امنیت ملی و توسعه اقتصادی این کشور است. نوآوری تحقیق در ارائه تحلیلی یکپارچه از پیوند سهگانه «بحران اوکراین»، «رقابت بر سر مسیرهای انتقال انرژی» و «تحول دیپلماسی انرژی عراق» و تبیین پیامدهای آن برای آینده نقش عراق در کریدورهای انرژی اروپا است.
-
پیامدهای هوش مصنوعی بر دکترین های نظامی و تغییر پارادایم جنگ های آینده
حیدر عبدالکریم خلیل 1404تحولات فناورانه همواره نقش تعیینکنندهای در تغییر ماهیت جنگ و تحول دکترینهای نظامی ایفا کردهاند، اما ظهور و بلوغ هوش مصنوعی در دهههای اخیر این روند را از سطح تغییرات تدریجی به سطحی پارادایمی ارتقا داده است. هوش مصنوعی بهعنوان یک فناوری دکترینساز، با نفوذ در سامانههای فرماندهی و کنترل، تصمیمسازی نظامی، جنگهای الکترونیک و سایبری، سامانههای فضایی و ماهوارهای و تسلیحات هوشمند خودمختار، منطق جنگهای انسانمحور و الگوهای کلاسیک بازدارندگی را دچار دگرگونی بنیادین کرده است. از اینرو، بازاندیشی نظری و راهبردی در دکترینهای نظامی و پارادایم جنگهای آینده به یک ضرورت تحلیلی تبدیل شده است.
-
جنبش های نوین اجتماعی و تحول مفهوم فرهنگ سیاسی در ایران پسا انقلاب
سیدشادمان عباسی 1404 -
بررسی بافتار سیاسی،اجتماعی،اقتصادی و فرهنگی پذیرش سکولاریسم توسط علی عبدالرازق بااستفاده از روش شناسی کوئنتین اسکینر: مطالعه موردی "الاسلام و اصول الحکم"
شیما حسنی کردستانی 1404چکیدهاین پایاننامه به تحلیل بافت تاریخی شکلگیری سکولاریسم اسلامی در اندیشه علی عبدالرازق میپردازد و کتاب "الاسلام و اصول الحکم" (1925) را در چارچوب هرمنوتیک قصدگرای کوئنتین اسکینر بررسی میکند.پژوهش حاضر به بررسی تاثیر بافتارهای چهارگانه مصردهه 1920 بر شکلگیری سکولاریسم در اندیشه علی عبدالرازق میپردازد. فرضیه اصلی پژوهش بر این استوار است که بررسی مجموعه شرایط و مشکلات درهمتنیده دوران زندگی عبدالرازق، به عنوان یک واقعیت عینی و پیشینی، ضروری بوده و باید مقدم بر تحلیل دیدگاههای سکولاریستی او باشد.پژوهش حاضر از روششناسی کیفی-تاریخی-تفسیری و هرمنوتیک قصدگرای کوئنتین اسکینر استفاده میکند. چهار بُعد اصلی بحران مصر دهه 1920 موردتحلیل قرار گرفت: بحران مشروعیت سیاسی پس از سقوط خلافت عثمانی، وضعیت پیچیده سیاسی داخلی، تحولات اجتماعی-اقتصادی و انقلاب فرهنگی.نتایج پژوهش تایید فرضیه اصلی و سه فرضیه فرعی را نشان داد. مشخص شد که عبدالرازق با استفاده از منابع اصیل اسلامی - قرآن، حدیث و تاریخ صدر اسلام - و روششناسی تفسیری، نقض موثری از "اجماع" سنتیدرباره لزوم حکومت دینی ارائه داد. تجربه تحصیلی دوگانه در الازهر و آکسفورد و تجربه قضایی او در شکلگیری رویکرد نوآورانه وی موثر بود. این تحقیق درک جدیدی از پیدایش سکولاریسم در چارچوبگفتمان اسلامی مدرن ارائه میدهد و نشان میدهد که بافت تاریخی در شکلگیری اندیشههای نوآورانه نقش تعیینکننده دارد. پذیرش سکولاریسم توسط عبدالرازق پاسخی بومی به بحرانهای عمیق مصر دهه 1920 بود.
-
رابطه بین سواد اطلاعاتی و قابلیتهای کارآفرینی دانشجویان علم اطلاعات و دانششناسی دانشگاه رازی
سجاد سلیمی 1404 -
فرازمانی و فرامکانی های اندیشه دکتر علی شریعتی
محمدجمال همتی 1403 -
نقش میانجی تنظیم هیجان در رابطه بین سبک های فرزندپروری و افکار خودآیند با رفتارهای خودجرحی غیر انتحاری در نوجوانان کرمانشاه
امیرحسین زند 1403نوجوانان با توجه به اینکه آینده سازان جامعه هستند و از طرف دیگر چون از لحاظ زیستی در سن حساسی قرار دارند، نیازمند توجه بیش از پیشی می باشند. با توجه به افزایش رفتارهای خودجرحی غیرانتحاری در میان نوجوانان که گاهاً منجر به آسیبهای فیزیکی جدی میشود؛ مطالعه و پژوهش در مورد علل این رفتارها ، عوامل پیش بین، عوامل همبسته و درمان این رفتارها از اهمیت بالایی برخوردار است. بدین منظور هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین سبکهای فرزندپروری و افکار خودآیند با رفتارهای خودجرحی غیر انتحاری در نوجوانان شهر کرمانشاه با میانجیگری تنظیم هیجان است. این پژوهش کمی است و با توجه به هدف آن در زمره تحقیقات کاربردی قرار میگیرد. از لحاظ جمع آوری اطلاعات جز تحقیقات توصیفی همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری است. جامعه پژوهش شامل همه نوجوانان دختر و پسر شهر کرمانشاه درسال تحصیلی 1403-1402 بود. نمونه مورد مطالعه 45? نفر از دانش آموزان شهر کرمانشاه هستند که با روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه آسیب به خود عمدی گراتز (????)، پرسشنامه افکار خودآیند کندال و هالون (1980)، دشواری در تنظیم هیجانی گراتز و رومر (????)و پرسشنامه سبکهای فرزندپروری یانگ)(YPI) 1999) بود که طی فرایند از پیش تعیین شده توزیع و دادههای حاصل از آنها با نرمافزارهای 24 و Amos 24 تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد، متغیر افکار خود آیندمنفی با متغیرهای دشواری تنظیم هیجان(035/0r = و 05/0p <) و رفتار خودجرحی غیر انتحاری(048/0r = و05/0p <) رابطه همبستگی دارد. در متغیر سبک فرزندپروری، طرحواره های (رهاشدگی، شکست، آسیب پذیری، خود تحول نیافته (گرفتار)، بازداری هیجانی، معیار سختگیرانه، نقص/شرم، منفی گرایی، وابستگی، بی اعتمادی و تنبیه) با دشواری تنظیم هیجان رابطه مستقیم دارد(0r > و 05/0p <). در متغیر سبک فرزندپروری؛ طرحواره های (محرومیت عاطفی، اطاعت، ایثار، استحقاق، پذیرش جویی و خویشتن داری) با دشواری تنظیم هیجان رابطه معکوس دارد(0r < و 05/0p <). همچنین طرحواراه های (طرحواره های رهاشدگی، شکست، آسیب پذیری، خود تحول نیافته (گرفتار)، اطاعت، بازداری هیجانی، معیار سختگیرانه، منفی گرایی، وابستگی، بی اعتمادی و تنبیه) با متغیر رفتار خودجرحی غیر انتحاری رابطه مستقیم دارد(0r > و 05/0p <). و طرحواراه های (محرومیت عاطفی، نقص/شرم، ایثار، استحقاق، پذیرش جویی و خویشتن داری) با متغیر رفتار خودجرحی غیر انتحاری رابطه مستقیم دارد(0>r و 05/0p <). اما طرحواره های متغیر سبک فرزندپروری با متغیر افکار خود آیندمنفی رابطه همبستگی ندارد. بر اساس یافته های پژوهش حاضر توجه به مهارت های تنظیم هیجان و افکار خودآیند منفی و همچنین در نظرگرفتن سبک های فرزندپروری می تواند نقش مهمی در کاهش رفتارهای خودجرحی غیرانتحاری نوجوانان داشته باشد. مدل مفهمومی پژوهش از برازش مناسبی برخودار بود.

