profile - دانشکده علوم اجتماعی
عضو ﻫﯿﺎت ﻋﻠﻤﯽ داﻧﺸﮑﺪه علوم اجتماعی
پردیس دانشگاه
پروانه عبدالمالکی
استادیار / علوم اجتماعی و تربیتی / گروه راهنمایی و مشاوره
دروس ارائه شده نیمسال جاری
| نام درس | واحد | زمان ارائه درس | ترم |
|---|---|---|---|
| روانشناسی از دیدگاه اندیشمندان مسلمان | 2 | هرهفته، يك شنبه ، 14:00-15:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| روانشناسی از دیدگاه اندیشمندان مسلمان | 2 | هرهفته، يك شنبه ، 16:00-17:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| معرفت شناسی | 2 | هرهفته، دوشنبه ، 14:00-15:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| معرفت شناسی | 2 | هرهفته، دوشنبه ، 16:00-17:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| روانشناسی دین | 2 | هرهفته، شنبه ، 08:30-10:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| روانشناسی دین | 2 | هرهفته، شنبه ، 10:30-12:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
پایاننامههای کارشناسیارشد
-
بررسی عناصر داستان در داستان های کوتاه (المنزلق و العروس) از غسان کنفانی
عطیه خزائی 1405ادبیّات، مولود شرایط اجتماعی و سیاسی زمانه خود است. بسیاری از حقایق اجتماعی یک ملّت، در آثار ادبی و هنری آن بازتاب مییابد. امروزه داستان، بهویژه داستان کوتاه، یکی از مهمترین گونههای ادبی به شمار میرود. باوجود ایجاز و محدودیتهای ساختاری، داستان کوتاه از همان اصول و شیوههای بنیادین روایتپردازی که در دیگر انواع داستان وجود دارد، بهره میگیرد. ازاینرو، چگونگی چینش و کارکرد عناصر داستانی در داستانهای کوتاه، زمینهای ارزشمند برای تحلیل ادبی فراهم میآورد. «غسّان کنفانی» از برجستهترین نویسندگان متعهّد به جریان مقاومت فلسطین بود که توانایی ادبی خود را در خدمت آرمانهای ملّی و فرهنگ والای مقاومت فلسطین قرار داد. باتوجّهبه شمار فراوان داستانهای کوتاه او، پژوهش حاضر دو داستان «المنزلق» و «العروس» را برگزیده است؛ آثاری که ارزشهای انسانی و آزادیخواهانه را بازنمایی کرده و غربت، محرومیّت و آوارگی مردم فلسطین را به تصویر میکشند. این پژوهش با بهرهگیری از روش توصیفی - تحلیلی، عناصر داستانی بهکاررفته در این دو داستان را بررسی و تحلیل میکند. یافتههای پژوهش نشان میدهد که کنفانی برای تحقّق اهداف هنری و فکری خود، از فنون و عناصر داستانی بهگونهای ماهرانه بهره برده است. راوی سوّمشخص در داستان «المنزلق» با آگاهی از رویدادهای بیرونی و اندیشههای درونی شخصیّتها، از طریق توصیفهای زنده و حنهپردازیهای دقیق، آنها را به خواننده منتقل میکند و راوی اوّلشخص نامهنگار در داستان «العروس» حس صمیمیّت را برای خواننده ایجاد میکند. انواع گوناگون کشمکشهای ذهنی و فردی، همراه با بهرهگیری موثّر از عنصر تعلیق، در رفتار و گفتار شخصیّتها نمود مییابد. گفتوگو، چه بهصورت تکگویی درونی و چه به شکل گفتوگوی میان شخصیّتها، یکی از مهمترین ابزارهای روایت است که در تبیین درونمایه داستان و شخصیّتپردازی نقش اساسی دارد. لحن واقعگرایانه غسّان کنفانی، در کنار استفاده موثّر از نمادپردازی، از دیگر ویژگیهای برجسته داستاننویسی او به شمار میرود. همچنین پرداختن به مسائل اجتماعی ناشی از سلطه استعمار و فضاسازی قدرتمند، از دیگر شاخصههای این داستانها است.
-
عوامل موثر بر توسعه کشاورزی قرار دادی-مطالعه موردی شرکت روژین تاک کرمانشاه
سیدمهدی سیدی باوندپور 1405 -
بررسی نقش میانجی ترس از شکست در رابطه کمال گرایی و اضطراب امتحان با اهمال کاری تحصیلی در دانشجویان دانشگاه رازی
محمد ناجی علوان 1404 -
نقش میانجی عزت نفس در رابطه بین انزوای اجتماعی و حمایت اجتماعی با بهزیستی روانشناختی در دانش آموزان متوسطه شهر کرمانشاه
احمد محمد ابراهیم 1404 -
بررسی نقش میانجی تاب آوری و اضطراب مرگ در رابطه حمایت اجتماعی ادراک شده و بهزیستی روان شناختی افراد دارای تجربه سوگ
ثمر صالحی 1404 -
اثربخشی آموزش سواد شبکه های اجتماعی بر جنگ شناختی
مهدی رحیمی 1404هدف: هدف این پژوهش سنجش اثر بخشی آموزش سواد شبکه های اجتماعی بر جنگ شناختی دانشجویان دانشگاه رازی است. روش: پژوهش حاضر از لحاظ هدف جزء پژوهشهای کاربردی است. روش مورد استفاده در این پژوهش، روش شبه آزمایشی، از نوع طرح پژوهشی پیش آزمون و پس آزمون است. برای تعیین نمونه مورد نظر از روش نمونهگیری در دسترس استفاده شده است و در سال 1404- 1403 از میان دانشجویان 32 نفر انتخاب شدند و با استفاده از گمارش تصادفی، یک گروه به عنوان گروه کنترل و یک گروه به عنوان گروه آزمایش در نظر گرفته شده است. تعداد نمونه گروه کنترل 16 نفر و گروه آزمایش 16 نفر است. برای تجزیه و تحلیل دادهها از آزمونهای آمار توصیفی و استنباطی استفاده شده است. یافتهها: این پژوهش نشان میدهد که آموزش سواد شبکههای اجتماعی تاثیر مثبت و معناداری بر افزایش توانایی دانشجویان در مقابله با جنگ شناختی داشته است. همچنین، تحلیل نتایج، تصویری پیچیدهتر را آشکار ساخت. این مداخله آموزشی بر پنج مولفه (جستجو، انتخاب، ارزیابی، درک و تولید محتوا) از شش مولفه سواد شبکههای اجتماعی تاثیر معناداری نداشت. در مقابل، تنها مولفهای که به طور معناداری تحت تاثیر آموزش قرار گرفت، بعد تعامل بود که نشاندهنده تغییر در رفتار اجتماعی کاربران در فضای مجازی است. نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان میدهد که آموزش سواد شبکههای اجتماعی، توانایی دانشجویان را در مقابله با جنگ شناختی به طور مثبت و معناداری افزایش داده است. با این حال، تحلیل جزئیتر مولفهها نشان داد که این تاثیر کلی، از بهبود مهارتهای شناختی مانند جستجو، ارزیابی یا درک محتوا نشات نمیگیرد، چرا که مداخله آموزشی بر این ابعاد بیتاثیر بود. در مقابل، تنها مولفه تعامل به شکل معناداری بهبود یافت. این یافته کلیدی بیانگر آن است که افزایش مقاومت دانشجویان در برابر جنگ شناختی، بیش از آنکه حاصل ارتقا توانایی تحلیل انتقادی محتوا باشد، ریشه در تغییر الگوهای رفتاری و تعاملات اجتماعی آنها در شبکههای اجتماعی داشته است. کلیدواژهها: جنگ شناختی، سواد شبکههای اجتماعی، آموزش سواد رسانهای، تولید محتوا، دانشجویان دانشگاه رازی چکیده هدف: هدف این پژوهش سنجش اثر بخشی آموزش سواد شبکه های اجتماعی بر جنگ شناختی دانشجویان دانشگاه رازی است. روش: پژوهش حاضر از لحاظ هدف جزء پژوهشهای کاربردی است. روش مورد استفاده در این پژوهش، روش شبه آزمایشی، از نوع طرح پژوهشی پیش آزمون و پس آزمون است. برای تعیین نمونه مورد نظر از روش نمونهگیری در دسترس استفاده شده است و در سال 1404- 1403 از میان دانشجویان 32 نفر انتخاب شدند و با استفاده از گمارش تصادفی، یک گروه به عنوان گروه کنترل و یک گروه به عنوان گروه آزمایش در نظر گرفته شده است. تعداد نمونه گروه کنترل 16 نفر و گروه آزمایش 16 نفر است. برای تجزیه و تحلیل دادهها از آزمونهای آمار توصیفی و استنباطی استفاده شده است. یافتهها: این پژوهش نشان میدهد که آموزش سواد شبکههای اجتماعی تاثیر مثبت و معناداری بر افزایش توانایی دانشجویان در مقابله با جنگ شناختی داشته است. همچنین، تحلیل نتایج، تصویری پیچیدهتر را آشکار ساخت. این مداخله آموزشی بر پنج مولفه (جستجو، انتخاب، ارزیابی، درک و تولید محتوا) از شش مولفه سواد شبکههای اجتماعی تاثیر معناداری نداشت. در مقابل، تنها مولفهای که به طور معناداری تحت تاثیر آموزش قرار گرفت، بعد تعامل بود که نشاندهنده تغییر در رفتار اجتماعی کاربران در فضای مجازی است. نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان میدهد که آموزش سواد شبکههای اجتماعی، توانایی دانشجویان را در مقابله با جنگ شناختی به طور مثبت و معناداری افزایش داده است. با این حال، تحلیل جزئیتر مولفهها نشان داد که این تاثیر کلی، از بهبود مهارتهای شناختی مانند جستجو، ارزیابی یا درک محتوا نشات نمیگیرد، چرا که مداخله آموزشی بر این ابعاد بیتاثیر بود. در مقابل، تنها مولفه تعامل به شکل معناداری بهبود یافت. این یافته کلیدی بیانگر آن است که افزایش مقاومت دانشجویان در برابر جنگ شناختی، بیش از آنکه حاصل ارتقا توانایی تحلیل انتقادی محتوا باشد، ریشه در تغییر الگوهای رفتاری و تعاملات اجتماعی آنها در شبکههای اجتماعی داشته است. کلیدواژهها:

