تاریخ دفاع: 1405/7/29
دانشجو

سمانه زارع

دانشکده / گروه آموزشی علوم اجتماعی و تربیتی | گروه علوم اجتماعی

نقش هنر در شکل گیری و بازنمایی هویت زنان

استاد راهنما جلیل کریمی

چکیده

   پژوهش حاضر با هدف واکاوی تجربه‌ی زیسته‌ی زنان هنرمند کرمانشاهی در حوزه‌های نقاشی، تصویرگری، گرافیک   انجام شد. مسئله‌ی اصلی این پژوهش این است که این تجربه در ارتباط با زمینه‌های اجتماعی، فرهنگی و جنسیتی چگونه شکل می‌گیرد و چگونه در خلق آثار و در ساخته‌شدن هویت هنری این زنان نمود پیدا می‌کند. پژوهش با رویکرد کیفی و افق نظری پدیدارشناختی، با تکیه بر اندیشه‌ی مرلو‌پونتی و با بهره‌گیری محدود از مفاهیم تکمیلی دوبووار و گیدنز، انجام شد. داده‌ها از مصاحبه‌های باز و عمیق با ?? زن هنرمند ?? تا ?? ساله، ساکن کرمانشاه، تهران و خارج از ایران، گردآوری و با تحلیل محتوای کیفی پرسش‌محور و بر پایه‌ی چهار پرسش پژوهش تحلیل شد. یافته‌ها نشان داد تجربه‌ی این زنان هم محدودیت دارد و هم امکان. کمبود فضاهای آموزشی و نمایشگاهی، ضعف حمایت نهادی و فشار خانوادگی و جنسیتی برای بسیاری به احساس دیده‌نشدن و انزوا انجامیده است، اما برای برخی از زنان هنرمند انگیزه‌ای برای ساختن فضاهای تازه بوده است. هویت هنری مسیری ادامه‌دار و ناتمام است که از آموزش تکنیکی به بیان شخصی می‌رسد و برای بیشتر مشارکت‌کنندگان معنای مقاومت و نجات دارد. خاطره‌ها، زندگی روزمره و رویدادهای اجتماعی و شخصی نیز، گاه آشکار و گاه غیرمستقیم، در مضمون آثار و در فرایند بدن‌مند خلق آن‌ها دیده می‌شود. روایت‌ها یکدست نبود و در هر محور، روایت‌های غالب، تنش‌دار و متمایز از هم جدا شد؛ نسبت متفاوت مشارکت‌کنندگان با کرمانشاه و فرهنگ کُردی نیز بُعد هویتی-فرهنگی تجربه را نشان داد. نتیجه‌ی پژوهش این است که تجربه‌ی زیسته‌ی این زنان هم از شرایط اجتماعی اثر می‌پذیرد و هم خود سازنده است، و هنر برای آنان فقط بازنمایی شهر نیست، بلکه راهی برای حضور در آن است. واژگان کلیدی: تجربه زیسته، زنان هنرمند، کرمانشاه، نقاشی، هویت هنری، پدیدارشناسی