جزئیات پایان نامه - دانشکده علوم اجتماعی
جزئیات پایاننامه
تاریخ دفاع:
1405/7/28
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش تعدیلگر سه مولف? کلیدی نوع
مالکیت، سطح رقابت و احساسات سرمایهگذاران در رابط? میان افشای اطلاعات آیندهنگر
و نقدشوندگی سهام، در بستر شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران صورت
پذیرفته است. اهمیت این مساله از آن جهت مضاعف میگردد که بازار سرمایه ایران، با
ویژگیهای ساختاریِ خاص خود از جمله غلب? سرمایهگذاران خرد، نوسانهای کلان
اقتصادی و تنوع نهادهای مالکیتی، بستری مستعد برای بررسی تعاملات پیچید? میان متغیرهای
رفتاری، ساختاری و اطلاعاتی فراهم میآورد. این پژوهش در زمر? تحقیقات توصیفی?همبستگی جای میگیرد و با اتخاذ رویکردی کمّی، دادههای مالی
?? شرکت را که طی باز? زمانی ???? تا ???? بهطور مستمر در بورس فعالیت داشتهاند،
مورد بررسی نظاممند قرار داده است. برای تجزیه و تحلیل دادهها، از روش رگرسیون
چندگانه با بهرهگیری از نرمافزارهای Excel و Eviews استفاده
شده است. پیش از برآورد نهایی، مجموع? کاملی از آزمونهای پیشفرض کلاسیک از جمله
ناهمسانی واریانس، خودهمبستگی، نرمال بودن باقیماندهها و همخطی چندگانه تایید
شدهاند. همچنین آزمون ریش? واحد لوین، لین و چو، حاکی ازایستایی تمامی متغیرهای
پژوهش است که امکان برآوردهای معتبر و عاری از رگرسیون کاذب را فراهم میآورد. یافتههای تجربی حاکی از آن
است که: (?) افشای اطلاعات آیندهنگر، تاثیری مثبت و معنادار بر نقدشوندگی سهام
دارد. (?) احساسات سرمایهگذاران، نقش تعدیلگر معناداری در این رابطه ایفا نمیکند؛
بدین معنا که مسیر تاثیرگذاری عمدتاً از کانال مستقیم کاهش عدمتقارن اطلاعاتی میگذرد.
(?) سطح رقابت نیز بهعنوان متغیر تعدیلگر، اثر معناداری ندارد که میتواند ناشی
از ساختار انحصاری اغلب صنایع بورس تهران باشد. (?) در مقابل، نوع مالکیت شرکت،
رابط? مذکور را بهطور معناداری تعدیل مینماید؛ بهگونهای که در شرکتهای خصوصی،
شدت اثر افشا بر نقدشوندگی بهمراتب بیشتر از شرکتهای دولتی است. این یافته را میتوان
به نبود پشتوان? دولتی و شفافیتهای نهادی در شرکتهای خصوصی نسبت داد که سرمایهگذاران
را به سیگنالهای داوطلبانهی مدیریت حساستر میسازد. در مجموع، اثر افشای آیندهنگر بر نقدشوندگی، یک رابط? خطی ساده نیست؛
بلکه شبکهای از تعاملات نهادی و رفتاری بر آن حاکم است که توجه همزمان به ابعاد
ساختاری و روانشناختی بازار را اجتنابناپذیر میسازد. این یافتهها، تلویحات مهمی
برای تدوینکنندگان استانداردهای گزارشگری مالی، ناظران بازار سرمایه و مدیران
شرکتها در خصوص اهمیت شفافسازی چشماندازهای آتی و توجه به بافتهای نهادی و
مالکیتی بازار فراهم میآورد.

